وخدایی که دراین نزدیکیست

بسم الله الرحمن الرحیم

كاش ميشد سرنوشت خويش را از سر نوش


كاش ميشد اندكي تاريخ را بهتر نوشت


كاش ميشد پشت پا زد بر تمام زندگي


داستان عمر خود را گونه اي ديگر نوشت

 

نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1391 ساعت 13:49 توسط ترنم|

آنـــقدر نـفس مـی کــشم …


تـــا ، تمـــام شـود..


 همـه ی آن “هـــوایــی” کـه ، ســـراغ ِ تـــو را مـی گــــیـرد …

نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1391 ساعت 1:4 توسط ترنم|

هرگز کسی را که با او گریسته ای از یاد نخواهی برد...!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ساعت 23:49 توسط ترنم|

روزی با خود گفتم اگر اورا با غریبه ای ببینم

،تمام شهر را به آتش میکشم!!!

اما حالا حاضر نیستم کبریتی روشن کنم 

تا ببینم او کجاست...!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ساعت 23:47 توسط ترنم|

 

نبودنت بهترين بهانه است براي اشک ريختن     

 

    ولي کاش بودي تا اشکهايم از شوق ديدارت سرازير ميشد ...


    کاش بودي و دستهاي مهربانت مرهم همه دلتنگيها و نبودنهايت ميشد ...


    کاش بودي تا سر به روي شانه هاي مهربانت مي گذاشتم


    و دردهايم را به گوش تو ميرساندم... بدون تو عاشقي برايم عذاب است


    ميدانم که نميداني بعد از تو ديگر قلبي براي عاشق شدن ندارم...


    کاش ميدانستي که چقدر دوستت دارم و بيش از عشق بر تو عاشقم...


    ميداني که اگر از کنارم بروي لحظه هاي زندگي برايم پر از درد و عذاب ميشود


    ميدانم که نميداني بدون تو ديگربهانه اي نيست براي ادامه ي زندگي جزانتظار آمدنت ...

 

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1391 ساعت 23:42 توسط ترنم|

چه کسی میگوید که من هیچ ندارم ...؟
 من چیزهای با ارزشی دارم ...!
 حنجره ای برای بغض ...
 چشمانی برای گریه ...
 لبهایی برای سکوت ...
 دستهایی برای خالی ماندن...
 پاهایی برای نرفتن ...
 شبهایی بی ستاره ...
 پنجره ای به سوی کوچه بن بست ...
 و وجودی بی پاسخ @

نوشته شده در جمعه دوم تیر 1391 ساعت 13:5 توسط ترنم|

شعر مال خودت مخاطب خاص

 

 پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد 
من به او خنديدم 
کمي آزرده و حيرت زده گفت 
روي ديوار و درختان ديدم 
باز هم خنديدم 
گفت ديروز خودم ديدم 
مهران پسر همسايه 
پنج وارونه به مينو ميداد 
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد 
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم 
بعدها وقتي غم 
سقف کوتاه دلت را خم کرد 
بي گمان مي فهمي 
- پنج وارونه چه معنا دارد

نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1391 ساعت 1:35 توسط ترنم|

هنوز هم نا تمام مانده است

تمام نا تمام هایم ،

شوق پرواز را به یاد آورده ام باز

در این کویر سوزان و یخ زده ...........

بال پروازم شکست

زخم خورده ام

زخم اعتماد

زخم غربتی نمناک

درد میکند استخوان هایم ؛

ولی

شاید

صبحدمی

خواهم پرید

به سوی آن روشنایی

که گه گداری سوسو میزند

هنوز در خیالم ؛

آه

چه خوش خیالم هنوز.....

چه رویای پوچی

اسیرم

بال هایم در زنجیر سکوت ......

چه رویای پوچی..................

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1391 ساعت 8:46 توسط ترنم|

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،
سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،
گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛

و

"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه "حال"
را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.


اندکی فکر کن ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ساعت 1:3 توسط ترنم|

سلام دوستای گلم لطف کنید به عکس زیر و عکسای ادامه مطلب یه نگاه عارفانه و عاقلانه بندازید ببینید اگر خدا ما و دنیا رو اینجوری خلق میکرد دوست داشتید منتظر نظراتونم عزیزدلام

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1391 ساعت 0:49 توسط ترنم|

http://myup.ir/images/92140202544966288170.jpg

 

نظر شما چیه دوستای گلم این عکس عشق رو میرسونه یا توهم طرف رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1391 ساعت 13:21 توسط ترنم|

 

 

سلام دوستای گلم لطفا تواین شب آرزوها برای خواهرگل منم دعاکنید امسال به نتیجه ای که دوست داره برسه نفس آبجی خیلی زحمت کشیده شب وروزش یکی شده من هیچی جزاین ازشما نمیخوام ازتون خواهش میکنم برای تنها خواهرم تنها کسم یعنی همه کسم دعاکنید موفق باشه برای سلامتیشم یه صلوات بفرستید .

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی آبجی قربونت بره

نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ساعت 20:17 توسط ترنم|

 

امروز دوباره دلم بی صدا شکست...

            با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست...

                                   باز به داد دلم میرسیدی ای کاش...

                                                  که امروز دوباره دلم  بی صدا شکست !!

نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391 ساعت 9:52 توسط ترنم|

عشق بازی کارفرهاد است وبس

دل به شیرین دادو دیگرهیچ کس

مهرامروزی فریبی بیش نیست

مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1391 ساعت 0:4 توسط ترنم|

در ته مانده ی فنجان قهوه ام ، کفش های توست ...

فقط ،

نمیدانم ، میروی یا می آیی

نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391 ساعت 0:34 توسط ترنم|


آخرين مطالب
»
» برای تو
» برای تو
»
» برای تو
»
» دل شکسته به خاطر سکوت
» تنها
» اندکی فکرکن
» تامل

Design By : RoozGozar.com